به بهانه دوم بهمن، سالروز درگذشت عارف قزويني

طبيعت هنر داد بر من چهار / كه آن چار در صفحه روزگار / ندادت و ندهد از اين پس دگر / به تنهايي آن چار بر يك نفر
عارف در اين دو بيت اشاره به شعر، آهنگ، صدا و خط خود دارد. بنا به نوشته سيدهادي حائري تولد عارف حدود سال 1300 ه .ق در شهر قزوين بوده است. «چايكين» خاورشناس روسي، تولد عارف را در سال 1295 ه .ق و محمد هزار كه دوست عارف بوده در حدود سال 1297 ه .ق ذكر ميكند.
در ديوان عارف به نقل از يكي از سياستمداران آمده است: «بيچاره عارف را 2 چيز نابود و از زندگي ساقط كرد به طوري كه سر به كوه و بيابان گذاشته بود و كمتر در مجالس عمومي ديده ميشد. آن دو چيز يكي مرگ كلنل بود (محمدتقي خان پسيان) و ديگري ضربه عارفنامه ايرج چنان كاري و عميق بود كه عارف ميگفت: توهين ايرج مرا پير كرده است و بالاخره هم مرا خواهد كشت.»
عارف اولين تصنيف خود را در 18 سالگي ساخت.
دكتر باستاني پاريزي در كتاب حماسه كوير در مورد تاثير صدا و سحر آواز عارف نوشته است: «آقاي دكتر عيسي صديق روايت ميكرد وقتي عارف قزويني در يك مجمع خيريه در لالهزار كنسرتي ميداد (قبل از كودتاي1299) چنان جمعيت را مسخره كرده بود كه اگر فرمان ميداد برويد فلان جا را خراب كنيد همه راه ميافتادند.»
علاوه بر محتوا و جنبههاي توامان تغزلي، اجتماعي، سياسي و حماسي تصانيف عارف، به لحاظ ساختار نيز از يك بافت ملوديك غني برخوردارند و خود عارف معتقد بود تصنيف نبايد تحرير داشته باشد تا مردم عادي هم بتوانند آن را بخوانند.
از سوي ديگر آنچه اهميت عارف را بيشتر مينماياند، دوره زماني ساخت تصانيف اوست. از زمان صفويه به بعد سنت آهنگسازي و ساخت تصنيف رو به افول گذارده و تقريبا فراموش شده بود. خودش ميگويد: «نهتنها فراموشم نخواهد شد، بلكه معاصرين دوره انقلاب نيز هيچ وقت از خاطر دور نخواهند داشت كه وقتي من شروع به ساختن تصنيف و سرودهاي ملي و وطني كردم مردم خيال ميكردند تصنيف براي دربار و گربه شاه شهيد (ناصرالدين شاه) است.»
در كتاب روزشمار تاريخ ايران تاليف باقر عاقلي آمده است:
«در روز 2 بهمن عارف قزويني شاعر بزرگ معاصر در همدان و 52 سالگي درگذشت.» بر سنگ مزار عارف تاريخ وفات 1312 شمسي ذكر شده است.
باغ ملی شهرستان تربت حیدریه