محمدعلی کشاورز:اهل باندبازی نبوده و نیستم
«محمدعلی کشاورز» بازیگر نام آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون متولد ۱۳۰۹ در اصفهان و جزو دانش آموختگان هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک است. سال ۱۳۴۷ با سمت کارگردانی هنری فعالیتش را در تلویزیون آغاز کرد و در سن ۲۴ سالگی به سینما آمد. کمتر ایرانی است که تصویر او را در نقش شعبان استخوانی به یاد نیاورد. نقش آفرینی این بازیگر برجسته در مجموعه «پدرسالار» در ذهن بینندگان ماندگار شد. بیشتر بینندگان او را به کسب بازی های درخشانش در فیلم های سینمایی که بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران را شامل می شود، می شناسند.«کشاورز» در آثار ماندگاری چون «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «یک مرد و یک خرس»، «روز واقعه»، «شیخ مفید»، «کمیته مجازات»، «زیر درختان زیتون»، «دلشدگان»، «مادر»، «کفش های میرزانوروز»، «کمال الملک» و «آقای هالو»، «جست وجو در جزیره» و «آقای بخشدار» به نقش ها جان بخشید. هم چنین مجموعه های «دایی جان ناپلئون»، «سلطان و شبان»، «سربداران»، «هزاردستان»، «گرگ ها»، «خاکستری اند» و «پدرسالار» با بازی وی در اذهان ماندگار شد. کتابی با نام «اکسیر نقش» درباره زندگی هنری این بازیگر قدیمی کشورمان نیز منتشر شده است.گفت وگوی ما با این هنرمند از اولین تا آخرین تماس برای انجام آن حدود ۲ ماه به طول انجامید. چرا که در این مدت ایشان دچار کسالت شدند و حوصله هیچ گفت وگویی را نداشتند به هر حال سعی کردیم گفت وگویی متفاوت با این پیشکسوت عرصه هنر داشته باشیم.
* ۵ سال پس از انصراف تان در رشته پزشکی وارد دنیای هنر و تئاتر شدید. چرا از رشته پزشکی انصراف دادید؟ ضمن این که طی این ۵ سال چه کاری انجام می دادید؟
- بعد از ورودم به رشته پزشکی در اتاق عمل تشریح جسد متوجه شدم که این شغل با روحیه ام سازگار نیست. طی این ۵ سال نیز فعالیت هنری انجام می دادم و وارد دانشکده شدم. مطالعه کردم و اعتقاد دارم که هنگام ورود به این حرفه ابتدا باید تفکر و بعد تعقل کرد و سپس برای هر کاری تمامی جوانبش را مدنظر گرفت و سپس وارد حرفه مورد علاقه خود شد.
* ۴ سال پس از انجام فعالیت های مختلف در صحنه تئاتر وارد سینما شدید با توجه به این که آن زمان بازیگران تئاتر به سختی به حضور در فیلم های سینمایی راضی می شدند، شما چه طور شد که در سینما حضور پیدا کردید؟
- هنگامی که یک اثر هنری به من پیشنهاد می شود ابتدا فیلم نامه را می خوانم تا ببینم آن نقش جای بازی دارد یا خیر و این که فیلم چه پیامی دارد، فیلم نامه دارای چه ویژگی های برجسته ای است. در آن دوران، شرایط ورود به این حرفه مانند امروز نبود که هر فردی از راه برسد، فقط به صرف این که از طریق روابط وارد این حرفه شده است، تهیه کننده، کارگردان یا بازیگر شود. هنرمندان باید ابتدا تاریخ و ادبیات مملکت را مطالعه کنند و فلسفه یک هنر را درک کنند و سپس وارد عرصه هنر شوند.
* شما فکر می کنید تجربه در عرصه تئاتر باعث شد تا در سینمای قبل انقلاب در ۴ فیلم حضور داشته باشید؟
- بله؛ بازیگری حرفه ای سخت است، برخلاف این که همه فکر می کنند بازیگری کار آسانی است. به اعتقاد من مشکل ترین کار در هر جامعه ای کار فرهنگ و هنر است. لازمه موفقیت در این رشته تجربه، مطالعه و تلاش است و یک مرتبه و با سرعت نمی توان به موفقیت دست پیدا کرد و یا به سبب زیبایی چهره در عرصه هنر مطرح شد. فقط در سینمای کشور ما این مسئله وجود دارد. در دیگر کشورها این گونه نیست. هنرمند باید مردم مملکتش را بشناسد چون برای آن ها کار می کند من هم به دلیل حضور در عرصه تئاتر و کسب تجربه برای بازی در این فیلم ها انتخاب شدم.
* از کار با «بیضایی» در فیلم «رگبار» برایمان بگویید.
- فیلم رگبار اولین کارم با «بهرام بیضایی» بود و معتقدم بهترین کار این کارگردان است. بازیگران این فیلم همه بچه های تئاتر بودند که در کنار هم کار می کردیم.
* شما با زنده یاد «علی حاتمی» در دانشکده دراماتیک هم دوره بودید چرا در قبل از انقلاب فعالیت سینمایی با ایشان نداشتید؟
- چون در آن زمان فعالیت تئاتری انجام می دادم و به سینما اعتقادی نداشتم. من معتقدم کار تئاتر یک کار فرهنگی هنری و سینما یک کار تبلیغاتی است.
* برای فیلم «کاروان ها» چگونه انتخاب شدید و کار با آنتونی کوئین به عنوان یک بازیگر بین المللی چه طور بود؟
- کارگردان این فیلم اجراهای تئاتر من را دیده بود به همین دلیل من را برای بازی در فیلم خود انتخاب کرد. آنتونی کوئین هنرمند بسیار باسواد و بافرهنگی بود. او علاوه بر بازیگری شاعر و نقاش بسیار خوبی هم بود.
* استاد شما در مجموعه «هزاردستان» نقش بسیار استثنایی ایفا کردید؛ برای ایفای نقش «شعبان استخوانی» چه قدر مطالعه و تحقیق کردید؟
- هر فردی که قصد انجام کار فرهنگی و هنری داشته باشد، در ابتدای امر نیاز به مطالعه و تمرین دارد و برای پیدا کردن یک نقش کتاب های جامعه شناسی و روان شناسی را باید مطالعه کند. متاسفانه جوانان ما به مطالعه و تمرین و تحصیلات در این رشته توجه کمی می کنند. بیشتر کارها جنبه تجاری دارد. هنرپیشه ها تحصیلات دانشگاهی در این زمینه، به خصوص تئاتر، را نگذرانده اند. معتقدم تئاتر پایه و اساس سینما و تلویزیون است. باید جوانان علاقه مند در ابتدا تئاتر کار کرده باشند، نقش را تجزیه و تحلیل کنند و جای جای فرهنگ مملکت خود را بشناسند، مطالعه کنند و برای درآوردن نقش با افراد مختلف مشورت کنند. من هم برای درآوردن نقش «شعبان استخوانی» مطالعات زیادی کردم و مطالعات و آموخته های خود را با زنده یاد «علی حاتمی» درمیان گذاشتم که به توافق رسیدیم و نقش را بازی کردم.
* اشاره به زنده یاد «علی حاتمی» کردید. ایشان چه قدر در ایفای این نقش به شما کمک کردند؟
- قبل از شروع فیلم برداری در گفت وگوها و مشورت هایی که با زنده یاد حاتمی برای درآوردن نقش «شعبان استخوانی» داشتم، به توافق رسیدیم. فکر نمی کنم کسی مانند زنده یاد «علی حاتمی» در مملکتمان داشته باشیم که فیلم سینمایی بسازد تا مردم را با فرهنگ و ادبیات مملکت آشنا کند. «علی حاتمی» مطالعات بسیار زیادی داشت و در گفت وگوهایی که با یکدیگر داشتیم برای درآوردن نقش مشورت می کردیم گاهی اوقات به بحث هم کشیده می شد اما در نهایت به توافق رسیدیم و سپس شروع به نقش آفرینی کردم.
* شما در مجموعه «سربداران» که جزو مجموعه های پربیننده و خوش ساخت سیما بود هم بازی کردید. از بازی در این مجموعه برایمان بگویید.
- مجموعه «سربداران» را با محمدعلی نجفی کار کردم. روی نقش «خواجه قشیری» و تاریخ «سربداران» مطالعات زیادی کردم و هر آن چه کتاب در این زمینه بود، خواندم و شبانه روز برای درآوردن این نقش با هنرپیشه های مختلف و هم چنین دوست عزیزم علی نصیریان مشورت می کردم تا در نهایت توانستم این نقش را تا آن حد که در توانم بود، درآورم. مجموعه «سربداران» بسیار مورد توجه مردم واقع شد. متاسفانه نمی دانم چرا این مجموعه را دیگر پخش نمی کنند. فکر می کنم این مجموعه جزو یکی از مجموعه های خوب اوایل انقلاب بود که در آن بازی کردم.
* در فیلم «مادر» زنده یاد علی حاتمی نیز نقش ویژه و ماندگاری ایفا کردید که نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر شدید. فکر می کنید چرا این نقش به این زیبایی از کار درآمد؟
- در بیشتر فیلم ها و مجموعه هایی که زنده یاد حاتمی ساخته بود مانند «مادر»، «کمال الملک»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «دلشدگان» و... بازی کردم. خیلی به یکدیگر نزدیک بودیم. همان گونه که در سخنانم اشاره کردم به طور معمول همیشه برای درآوردن یک نقش خودم مطالعه و تحقیق می کردم و فقط با کارگردان و افرادی که در این زمینه کار می کردند، مشورت می کردم تا به نقش برسم. در رابطه با جایزه هم باید بگویم که قرار بود در جشنواره فیلم فجر جایزه ای به من تعلق بگیرد ولی فقط نامزد شدم و خوشبختانه جایزه را نگرفتم.زنده یاد «علی حاتمی» هم یکی از کارگردانانی بود که با وجود ساخت آثاری ماندگار و برجسته، هیچ زمان جایزه ای دریافت نکرد.
* عباس کیارستمی در بیشتر آثارش از نابازیگر استفاده می کند؛ چه طور شد که شما را برای بازی در فیلم «زیر درختان زیتون» انتخاب کرد؟
- همان طور که اشاره کردید عباس کیارستمی هیچ وقت از هنرپیشه حرفه ای استفاده نمی کند. با مردم در ارتباط است و آدم های غیرحرفه ای را برای فیلم هایش انتخاب می کند. یکی از کارهای خیلی خوب کیارستمی که در سطح جهان مطرح شد، استفاده از نابازیگر در ساخته هایش است و دیگر این که در ساخت هر اثری تفکر و لوکیشن هایش را انتخاب می کند و سپس سناریو را براساس آن می نویسد. چون من با عباس کیارستمی دوست و رفیق هستم، او برای بازی در نقش کارگردان این فیلم من را انتخاب کرد. اعتقاد دارم آثار ساخته شده توسط عباس کیارستمی و زنده یاد علی حاتمی از کارهای بسیار خوب سینمای ایران است.
* بعد از خواندن فیلم نامه مجموعه «پدرسالار» فکر می کردید که این مجموعه با این همه استقبال روبه رو شود؟
- «اکبر خواجویی» یکی از کارگردانان بسیار خوب این مملکت و بسیار عاشق کارش است. در مجموعه «پدرسالار» به سنت های ایرانی پرداخته شد. مردم خیلی از این مجموعه استقبال کردند و در جای جای این مملکت از «پدرسالار» صحبت می کردند و من را به عنوان «اسدا...خان» پدرسالار می شناختند. حتی هنگامی که به کشور تاجیکستان برای اجرای کار فرهنگی سفر کرده بودم مردم آن جا هم که مجموعه را دیده بودند، من را به نام «اسدا...خان» می شناختند.
* از اواسط دهه ۷۰ حضورتان در سینما کم رنگ شد. فیلم نامه ها ضعیف بود یا شما بعد از این همه کار درخشان سخت گیر شده بودید؟
-فیلم نامه ها ضعیف بود و از همه مهم تر باندبازی هایی در سینما به وجود آمد که سبب شد خود را کنار بکشم چون اهل هیچ گونه باند بازی نیستم. بیشتر به خود متکی ام و با باند بازی بازیگران مخالف ام. وضعیت سینمای خارج از کشور این گونه نیست متاسفانه در کشور ما افرادی که چشم های آبی و سبز و گونه های برجسته و بینی عمل کرده و زیبایی ظاهری دارند، مطرح می شوند ولی به محتوای فیلم و توانایی بازیگر توجهی نمی شود در صورتی که اکنون در سینمای جهان چهره مطرح نیست. جای تاسف دارد که شاهد ورود جوانانی هستیم که برای کسب شهرت در سینما و تلویزیون وارد این عرصه می شوند تا عکس ها و تصاویرشان در سینما، تلویزیون، بیلبورد و روزنامه منتشر شود. متاسفانه در حال حاضر باند بازی در حرفه سینما حاکم است!
* در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار عرصه هنر انتخاب شدید. به نظر شما این انتخاب چرا این قدر دیر انجام شد؟
- این مراسم برای اولین بار در تلویزیون از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور معرفی چهره های ماندگار در عرصه های ادبی، فرهنگی، هنری و... برگزار شد. خوشبختانه در دوران آقای لاریجانی این اتفاق افتاد (می خندد) حالا به نادرست بنده را به عنوان چهره ماندگار انتخاب کردند.
* درباره کتاب زندگی تان «اکسیر نقش» توضیحاتی دهید که چه طور جمع آوری شد؟
- کتاب «اکسیر نقش» همان طور که اشاره کردید درباره زندگی هنری ام است. از ابتدای حضورم در عرصه هنر یعنی از قبل از انقلاب تاکنون بامن درباره فعالیت هایم در تئاتر، سینما و تلویزیون مصاحبه کردند. پایان نامه تحصیلی ام را گرفتند و در این کتاب منتشر کردند حتی برای بستن قرارداد آمدند و به من گفتند قرارداد را امضا کنم ولی من به هیچ عنوان قبول نکردم و کاری به مسائل مالی اش ندارم و گفتم، من کاری به این کتاب ندارم. شما خودتان تهیه و جمع آوری کرده اید، پس کتاب را به چاپ برسانید و بفروشید. البته شنیده ام کتاب در سراسر کشور خوب به فروش رسیده است. به هر حال من نمی توانم درباره این کتاب نظر بدهم. مردم باید نظر خود را بیان کنند چون در همه جای دنیا مردم قاضی خوبی درخصوص آثار هنری هستند و درباره همه عرصه ها نقدهای بسیار عالی می کنند که خوشبختانه این نقدها در بیشتر موارد در مورد من قضاوت بدی نبوده است.
* استاد کشاورز این منش و برخورد بسیار خوب با مردم و به خصوص رسانه ها را چگونه به دست آوردید؟
- نمی دانم. به واقع سپاس گزار خداوند و استادانی هستم که از دوران دبیرستان و دانشگاه زیر نظرشان کار کرده ام. افتخار می کنم که زیر نظر استادان فرهیخته ای کار کرده ام که این گونه شما قضاوت می کنید. به لطف پروردگار آن عرفان و منش کار را از آن عزیزان آموختم. البته تاکید می کنم هیچ وقت من مطرح نیستم بلکه مردم مطرح هستند.
* سخن پایانی خودتان را برای خوانندگان بیان کنید.
- باید مردم با نیت پاک به پابوس امام رضا(ع) بروند و باامام خود صحبت کنند. امیدوارم شما خبرنگاران و مردم ایران سلامت باشید. مهر، محبت، صلح و دوستی در میان مردم برقرار باشد و کینه ها تبدیل به محبت و دوستی شود. خدا پشت و پنا
باغ ملی شهرستان تربت حیدریه