فرهنگ و هنر_ باور نمىکنم اين قدر زود و سريع دست مرگ به دامان نسلى از موزيسينهاى دانش آموخته مرکز حفظ و اشاعه موسيقى برسد. نسلى که پرويز مشکاتيان و ... نه! نام باقى شان را به زبان نمى آورم که مرگ اکنون زير آسمان اين شهر مىچرخد سرد، سخت... و دست مرگ، مشکاتيان را در سن پنجاه و چهار سالگى از ميان اهالى موسيقى ما ربود. فقط پنجاه و چهار سال، سنى که شايد بسيارى از هنرمندان جهان در سالهايى پس از آن، به خلق شاهکار خود نائل شده اند. هرچندکه مشکاتيان با حضور در گروه چاووش و اين سالها با گروه عارف، آثارى سترگ به گلستان موسيقى ما افزود. آثارى ماندگار که حالا نبودش را به دريغ و درد تبديل مىکند و آهي... که صد حيف از نبود مردان نامى اين ديار که چه زود... زود مىروند. غروب ديروز در صفحههاى خبرگزارىها آمد: پرويز مشکاتيان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور بهعلت نارسايى قلبى در منزلاش درگذشت. متن پيام گير تلفن خانه پرويز مشکاتيان، تا همين ديروز يک سطر شعر بود:
در خانه نه ايم جان به فدايت / لطفى کن و بگذار صدايت
با صداى «آوا» دخترش. و حالا ديگر اين خانه براى هميشه از حضور اين هنرمند خالى است. معلوم نيست چند سال ديگر بايد بگذرد تا جان عزيزى چون او شکل بگيرد و بزيد و بماند. مشکاتيان آموزش موسيقى را در شش سالگى با پدرش، مرحوم حسن مشکاتيان که استاد سنتورنوازى و آشنا با ويولن و سهتار بود، آغاز کرد. او با ادامه آموختن موسيقى در طول تحصيل، در سال وارد دانشکده هنرهاى زيبا در دانشگاه تهران شد.اما همه چيز از مرکز حفظ و اشاعه موسيقى شروع شد و مشکاتيان از برگزيدگان دپارتمان موسيقى هنرهاى زيبا بود براى آموزش در اين مرکز. وى رديف ميرزا عبدالله را نزد استاد نورعلى برومند و دکتر داريوش صفوت و مبانى موسيقى ايرانى را نزد اساتيدى چون دکتر محمدتقى مسعوديه، عبدالله دوامي، سعيد هرمزى و يوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازى خود را به شيوه رسمى در مرکز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز کرد و در اين زمينه بسيار موفق کار کرد و کارهاى بزرگ فراوانى را در زمينه آهنگسازى وسنتورنوازى بهويژه تکنوازى انجام داد.مشکاتيان از سال ، همکارى با راديو را زير نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد اما پس از واقعه شهريور از راديو استعفا داد و موسسه چاووش را با همکارى هنرمندان گروه عارف و شيدا تشکيل داد. سپس با همکارى شهرام ناظري، تصنيف «مرا عاشق» را برروى شعر مولانا ساخت. از سال تا سال با محمدرضا شجريان همکارى داشت که نتيجه اين همکاري، آثار ماندگارى چون بيداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.
روزنامه حيات نو فقدان اين هنرمند برجسته را به مردم ايران و جامعه موسيقى تسليت مىگويد، باشد که نسل جوان در زندگى آواى موسيقى اين سرزمين بکوشد تا موسيقى ايرانى در سنگينى سکوت از دست نرود.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 16:35 توسط کاظم خطیبی
|